تبليغاتX
برنامۀ رادیویی زیر نور ماه

zirenooremah2

زیر نور ماه

zirenooremah2

http://zirenooremah2.blogfa.com

برنامۀ رادیویی زیر نور ماه

برنامۀ رادیویی زیر نور ماه

برنامۀ رادیویی زیر نور ماه

زیر نور ماه
جمعه ها - 22 تا 23:30
موج اف. ام ردیف 88.1. ایستگاه رادیویی جوان
گروه جوان و اندیشۀ رادیو جوان

.:: اهالی زیر نور ماه ::.
نویسنده و سردبیر :مجتبی امیری
گوینده: حامد مشکینی
تهیه کننده: سیروس رجبی
صدابردار: ناصر سلیمانی
کارشناس برنامه: حجت الاسلام آقا هادی اتابکی
گزارشگر و مترجم: مهدیه مفیدی
وب سایت رسمی برنامه زیر نور ماه

برنامۀ رادیویی زیر نور ماه

مرور


مواقعی در سال هستن که سرانجامی برای یک سرآغازند. لازمه که نگاهی به عقب بندازی و ببینی توی سالی که گذشت، چه کاره بودی، چه کار کردی. حتی شاید لازم بشه خودت رو تنبیه یا تشویق کنی.

اصلا شاید آخر سالی، بهترین زمان باشه برای مرور کارنامه یک سال گذشته مون. شما اهل مرور هستید ؟ مرور کردن چه فوایدی می تونه برای زندگی ما داشته باشه ؟عوارض جانبی هم داره ؟ شنیدید میگن " حاسبوا قبل ان تحاسبوا " ؟

زیر نور ماه این هفته میخواهیم " مرور کردن " را مرور کنیم.

There are times in a year which seems the most suitable time for reviewing. You should look back and review what you have done. Even you can punish yourself.
Maybe the last days of this year is a good time for us to assess ourselves. To review the report card of our life to see if we are satisfied with it or not. Is reviewing always useful? Can it have any side effects ?
This week, we are going to talk about reviewing. Stay with us.

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 20 اسفند1388

تکرار

تکرار     تکرار
تکرار     تکرار
تکرار     تکرار
تکرار    
تکرار
تکرار    
تکرار
           تکرار



تکرار، گاهی اوقات خوبه..گاهی اوقات بد. گاهی اوقات یه چیزایی رو اونقدر تکرار می کنیم که ملکه ذهنمون میشه. مثل جواب سوالهای امتحان تاریخ یا جغرافی. گاهی اوقات یه چیزهایی رو اونقدر تکرار می کنیم که انجام دادنش برامون عادت میشه و دیگه نمی بینمشون. ولی انجامشون میدیم، چون به تکرار کردنشون عادت کردیم. تا حالا فکر کردیم که چه قدر از حرفهای ما، عبادات ما، رفتار ما و زندگی ما تکراری شده ؟

زیر نور ماه این هفته درباره تکرار حرف می زنیم، شما هم با ما از تکرار حرف بزنید، به شرطی که تکراری نباشه.


Repeating something can be good and at the same time bad! Sometimes we repeat doing something that much that it sticks in our mind totally, sometimes we repeat doing something inasmuch as we are not aware of it anymore; we get used to it.

To what extent of our behavior, prayers, life style is repetitive

We are going to speak of repetition in this week’s program. Stay tuned


برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 13 اسفند1388

گزارش نشست سوم

سومین نشست عوامل و شنوندگان برنامه زیرنورماه یکشنبه ای که گذشت راس ساعت 22 رسما آغاز به کار کرد. در گپ و گفت دوستانه ای که قبل از ساعت 10 و با حضور تعدادی از دوستان به طور غیررسمی انجام شد، خبرهایی شنیدیم از موجهای رادیو جوان در شهرستانها...شنیدیم که 88.1 در دزفول رادیو معارف است و نه رادیو جوان. شنوندگان غیرتهرانی برنامه از پارازیتهایی که روی موج رادیو از نوع جوانش بود گله مند بودند که ما اینجا منعکس می کنیم، باشد که رفع شوند.

...

با ورود آقای امیری، جلسه رسمی اعلام شد!
محور گفت و گو ها در نشست سوم « متنهای برنامه » یا به اصطلاح رادیویی ها - تکست - بود. یکی از پیشنهاداتی که از طرف آقای امیری مطرح شد استفاده از زبان طنز در تکستها بود که اکثریت حضار با آن موافق بودند. دوستان را توجیه کردیم که منظورمان از طنز، تمسخر و لودگی نیست و نهایتا به این نتیجه رسیدیم که اثرگذاری تکستهای برنامه با ابزار طنز تقویت می شود.

نکته دوم درباره جنس موضوعات برنامه بود. اگر دقت کرده باشید تا الان دو رویکرد برای انتخاب موضوع داشته ایم. موضوعات یا کاملا اندیشه ای بودند - مثل ویژه برنامه های تاسوعا یا رحلت پیامبر - یا موضوعاتی عام بودند که از دیدگاه اندیشه بررسی شده بودند - مثل کودکی، خواب و ... - اکثریت آرا بر این بود که رویکرد دوم در انتخاب موضوعات مفید و موثرتر خواهد بود.
آقای امیری در نشست ویژگیهای یک موضوع خوب را اعلام کردند : 1. اندیشه ای باشه. 2. امروزی باشه. 3. کاربردی باشه. 4. جوون راضی کن باشه. 5. مبتلابه باشه. 6. به درد دنیامون بخوره نه اخرتمون. اگر دوست داشته باشید، شما هم میتوانید با در نظر گرفتن ویژگی های مورد نظر ما، برای برنامه موضوع پیشنهاد کنید...

و اما غافلگیری نشست سوم، خبری بود که آقای امیری در نیمه های نشست و پشت درهای کاملا باز اعلام کردند: این شما و این حلقه اینترنتی شنوندگان برنامه زیرنورماه. خبرهای جدیدتر از این اتفاق مهیج و بی سابقه در طول برنامه های رادیویی را در آینده نزدیک و از همین تریبون(!) پیگیری کنید.


با تشکر از همه کسانی که در مجموع این سه نشست به ما بودند:

محمدحسین جهانبازی، نسیم جعفری، وحیده ابراهیمی، سوگل، مریم مقنی پور، سینا هنربخش، محمد بیدلی، سمیرا راهی، پریسا رضایی، ققنوس، ناشناس، انتظار، زینب، تامیما، سفید مثل شب، ماه سپهر 71 ، منادی عشق، سپیده، پرنیان، دوربین 2008 علوی، ساریتا، زهره. م، مهراز، عاطفه، فاطمه، نرگس و ...



ماحصل این سه نشست، صحبتهایی گرم و صمیمی بود با شنوندگان همیشه همراه برنامه . صحبتهایی که در رفع کردن عیبها و پررنگ کردن نکات مثبتمان صد در صد موثر و مفید خواهد بود. مجموعه نشستهای ما در سال 88 با این نشست به پایان رسید و نقطه قوتی خواهد بود برای ما تا در سال 89 با دستی پر به خانه های شما برگردیم. با زیرنورماهی که 27 بهمن وارد سه سالگی خود شده است.

زیر نور ماه خوش بگذره...

برچسب ها:
تاریخ ارسال: جمعه 7 اسفند1388

سازش

شما تو زندگی اهل سازش هستید؟ با چه کسانی می سازید ؟ با چی می سازید ؟ تا چه حد با زندگی می سازید ؟ تا چه حد زندگی با شما ساخته ؟ کلا اهل سازش هستید ؟ اصلا سازش یعنی چی ؟ تا چه حد باید سازش کرد؟ از کی شروع کنیم به مبارزه بهتره ؟ تا چه حد اهل سازش باشیم که به منافع خودمون و بقیه آسیب وارد نکنیم ؟ با دشمنان باید بسازیم یا باهاشون مبارزه کنیم ؟
تو زیر نور ماه این هفته درمورد سازش صحبت می کنیم....


how do you get along with people in your life ? how do you get along with the difficulties of life ? how do you get along with your friends ? how do you get along with your enemies ? should we get along with our enemies or fight with them?
listen to this week's program to find out the answers of these questions.

برچسب ها:
تاریخ ارسال: پنجشنبه 6 اسفند1388

اطلاعیه نشست سوم

سومین نشست عوامل و شنوندگان زیر نور ماه

یکشنبه - 2 اسفند 1388

ساعت 22 


دوستانی که :

نمیدونن جریان از چه قراره و ما می خواهیم چه کار کنیم، اینجا رو حتما ببینن.

خواندن اینجا و اینجا به همه به ویژه تازه واردان گرامی اکیدا توصیه می شود!

برچسب ها: اخبار برنامه
تاریخ ارسال: جمعه 30 بهمن1388

شرمندگی

هر گاه که یکی از بندگان گنه کار پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه خداوند برآرد ایزد تعالی در او نظر نکند بازش بخواند دگر باره اعراض کند بازش به تضرّع و زاری بخواند حق سبحانه و تعالی فرماید :
یا ملائکتی قَد استَحْیَیتُ مِن عبدی و لَیس لَهُ غیری فَقد غَفَرت لَهُ
دعوتش را اجابت کردم و حاجتش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده همی شرم دارم.

             کرم بین و لطف خداوندگار                   گنه بنده کرده است و او شرمسار

                                                                                  
     (سعدی/گلستان)
***

شرمندگی دربرابر خدا خوبه، اما شرمنده شدن از بنده خدا چی ؟
زیر نور ماه این هفته، قراره درباره شرمندگی صحبت کنیم، بدون اینکه شرمنده کسی باشیم.


The tradition is that whenever a sinful and distressed worshiper stretches forth the hand of repentance with hopes of acceptance to the court of heaven, God the most high does not notice him, whereon he continues to implore mercy with
supplications and tears and God the most holy says: O my angels, verily I am ashamed of my servant and he has no other lord besides myself. Accordingly I have fully pardoned him.
See the generosity and kindness of God.
The servant has committed sin and he is ashamed.

being ashamed of God is good, but what about being ashamed of servants of God ?
in this week's program, we are going to talk about it. stay tuned...

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 بهمن1388

ویژه برنامه رحلت پیامبر

جمعه شب محفلی خواهیم داشت در بزرگداشت پیامبر رحمت محمد و امام مهربانی حسن.

قرار ما : زیر نور ماه

friday night we are going to gather to gether in order to commemorate the demise of messenger of Mercy and Imam of kindness

stay tuned


برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: سه شنبه 20 بهمن1388

گزارش نشست دوم

همانطور که بعضی موجودات، فاقد عنصری به نام جنبه هستند، بعضی محصولات ساخته همین موجودات نیز بهره کمی از این عنصر برده اند. نتیجه این شد که جناب " یاهو مسنجر " که در پایان گزارش نشست قبل بابت همکاریشان با ما ازشان تقدیر و تشکر به عمل آمد، در نشست دوم " بی جنبگی " خود را به رخ ما و تعدادی از شنونده های عزیزمان کشید و نگذاشتند جمعمان، جمع شود. نتیجه این شد که سردبیر برنامه بی مسنجر ماند و علی رغم تلاشهای زیاد نشد که وارد نشست شود. اما به هر حال، همه که نه، اما خیلی از حرفهایتان را شنیدیم و بدون کم و کاستی به سردبیر منقل کردیم. گزارش مختصری از آن را هم اینجا می آوریم برای کسانی که آشپزباشی و نود را به زیرنورماه ترجیح دادند، به شرطی که قول بدهند دیگر تکرار نشود!
نکته قابل توجه این نشست این بود که علی رغم دفعه قبل که همه از برنامه تعریف می کردند، این هفته انتقاداتی کمی تا قسمتی تیز و بُرنده متوجه برنامه شد.

درباره تهیه کنندگی برنامه - آقای سیروس رجبی - گفتید: با امدن ایشان ریتم برنامه تند و جوان پسند تر شده. از تعدد سرود در برنامه شاکی بودید که وقتی با آقای سردبیر مطرح شد متعجب شدند. چون در حال حاضر در هربرنامه ۲ یا نهایتا ۳ ترانه پخش می شود که برای یکساعت و نیم برنامه اصلا زیاد نیست.


درباره آیتمهای برنامه گفتید: تعدادشان کم است. . پیشنهاداتی که در مورد گزارش از افراد شفا گرفته و گزارش از سطح شهر داشتید، تمام و کمال به گوش سردبیر رسید. سردبیر در پاسخ این موضوع گفتند به فکر یک آیتم دیگر هستند. شما هم اگر پیشنهادی دارید، بفرمائید که می شنویم اما در حال حاضر هم آیتم های متعددی در برنامه هست (چت - ارتباط مشهد - امام زمان - مناجات - ...)
درباره آیتم چت و کیفیت صدای آن گفتید. در راستای اعمال نظرات شما مخاطبان گرامی باور کنید همه راه های ممکن را امتحان کردیم. اما ضبط تلفنی بازهم بهترین راه بود.
پیشنهاد آیتم سازی و نوشتن تکست برای برنامه هم به گوش سردبیر رسید. آقای امیری در این زمینه صحبتهایی داشت که قرار شد در ملاقات سوم مطرح کنند اما درکل موافق بود. البته فعلا این را به عنوان یک خبر درگوشی داشته باشید تا اطلاعات تکمیلی را از زبان خودشان در نشست سوم بشنوید.

از حالت گفتگومحور بودن برنامه - در واقع گفتگوی دونفره آقایان اتابکی و مشکینی - انتقاد کردید. همه حرفهایتان در این زمینه به گوش سردبیر رسید. هرچند زمان این گفتگو در کل برنامه ۱۵تا۲۰ دقیقه است.

بحثی درباره نویسندگی و سردبیری برنامه هم شروع شد و گفتید که تکستهای برنامه کمرنگ شده اند که ادامه بحث را به نشست سوم با حضور مسئول مربوطه! موکول کردیم.گوش شیطون، مسنجر و اینترنت کر!


و در نهایت با تشکر از

نرگس، انتظار، وحیده ابراهیمی، سمیرا راهی، سوگل، ساریتا، زهره. م ، مریم مقنی پور، عاطفه، مهراز و محمد حسین جهانبازی

که در نشست شرکت کردند و عذرخواهی می کنیم که از همه کسانی که به هر دلیل نشد در نشست باشند.

برچسب ها: اخبار برنامه
تاریخ ارسال: جمعه 16 بهمن1388

یــاد


توی زندگی هامون به یاد کی هستیم ؟ به یاد کی باید باشیم ؟ چه چیزهایی خوب به یادمون می مونه ؟ چی از یادمون میره ؟ به یاد کی باشیم ؟ به یاد کی نباشیم ؟ تا چه حد به یاد کسانی هستیم که به ما خوبی کردن ؟ نکنه ما هم از اون دسته آدمهایی باشیم که خوبیهای دیگران از یادمون میره و بدیهاشون به یادمون می مونه ؟ ما که به یاد شما هستیم . نکنه ما رو یادتون بره. لازمه تاکید کنیم که فردا شب از ساعت 10 تا 11:30 زیر نور ماه قراره به یاد شما باشیم و دربارۀ یاد صحبت کنیم؟

* چهل روز از غروب خورشید عاشورا گذشت، اما عاشورا همچنان در یادها ماندگار است...

Who do we remember most in our lives? Who shall we remember most in our lives? What sticks in our mind? What escapes from our mind? Who shall we always remember? Who shall we not remember, even in million years? To what extent do we remember people who were kind to us? God forbidden the day that you forget us? Do you promise to always remember us?

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 15 بهمن1388

آنچه گذشت ...


دومین نشست شنوندگان زیر نور ماه با عوامل برنامه

دوشنبه 12 بهمن ساعت 22


دستورالعملها هم که قبلا ذکر شده (+)، فقط لطف کرده و سر ساعت تشریف بیاورید .

علاقمندان میتوانند با کلیک بر روی عنوان پست، مشروح نشست را مطالعه کنند.


پ.ن : گزارش نشست دوم، به زودی ...


برچسب ها: اخبار برنامه
تاریخ ارسال: جمعه 9 بهمن1388

خواب

بعضی ها خواب هستن، بعضی ها خودشون رو به خواب زدن. کسی رو که خوابه میشه بیدارش کرد، اما کسی که خودش رو به خواب زده، نمیشه. میشه ؟

بعضی ها همیشه خواب هستن، اما در خواب غفلت و هیچ ساعت شماطه دار و آلارمی هم نمیتونه از خواب بیدارشون کنه مگه اینکه یه معجزه اتفاق بیفته.

بعضیها برای بقیه خواب می بینن، بعضیها براشون خواب دیده میشه. بعضی ها هم ، خواب بقیه رو می بینن.

فردا شب، زیر نور ماه ، خواب ، البته در کمال هشیاری و بدون خواب آلودگی. منتظر شما هم هستیم.

ممنون از همه دوستان و شنوندگانی که در نشست سه شنبه شب با ما بودند. گزارش نشست، به زودی..

Some people are asleep; some of them are pretending to be asleep. You can wake the first group up, but not the second group

Some are always asleep, but in the sleep of negligence. And not any alarm can wake them up

Some dream for others and make plans and some people interpret other’s dreams

Tomorrow night, in Zire noore mah, sleep of course without falling sleep

Waiting for your comments

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 8 بهمن1388

شنــیده می شـــویـــد

برای اولین بار در رادیو جوان:

اولین نشست شنوندگان برنامه زیر نور ماه با عوامل برنامه


زمان : سه شنبه 88.11.6 ساعت 22
مکان : جایی همین نزدیکی (دقیقا پشت کامپیوتر خودتان)

جهت شرکت در این نشست مجازی، لطفا نکات زیر را به خاطر داشته باشید:

1. نصب نرم افزار yahoo messenger روی کامپیوترتان الزامی است.
2. به خاطر داشته باشید که قرار است شنیده شوید، پس خوشحال می شویم هرگونه نظرات، پیشنهادت و انتقادات شما را پیرامون برنامه بشنویم. با دست پر تشریف بیاورید.
3. جهت شرکت در نشست، کافی است آی دی برنامه را که همان zirenooremah.javan@yahoo.com می باشد در لیست دوستان مسنجرتان اد (اضافه) نمائید.
4. به محض آنلاین شدن، کافی است یک پیام (pm) به آی دی بالا ارسال کرده تا شما نیز به نشست بپیوندید
5. ورود برای عموم آزاد است.

هر گونه سوال پیرامون چگونگی شرکت در نشست را به این آدرس ایمیل زده یا کامنت بگذارید تا در اسرع وقت پاسخ سوالتان را دریافت کنید.

پ.ن: قابل توجه دوستانی که درمورد یاهو مسنجر پرسیده بودند:

برای شرکت در نشست، حتما باید نرم افزار یاهو مسنجر روی سیستمان نصب شده باشد. اگر نیست، میتوانید آن را از اینجا دانلود کنید. حجمش، خیلی زیاد نیست و فکر نکنم مدت زیادی طول بکشد.

برچسب ها: اخبار برنامه
تاریخ ارسال: جمعه 2 بهمن1388

لجاجت

لجاجت...لج کردن...لج کسی را در آوردن...
فرهنگ لغت دهخدا را که نگاه کنی جلوی کلمه لجاجت نوشته عناد، یک دندگی، یک پهلویی، ستیزه کردن ...
لج کردن میتونه یه جور پافشاری کردن منفی باشه... خیلی موقع ها با خودمون لج می کنیم، بعضی وقتها شیطون گولمون میزنه و با خدا لج می کنیم. لجاجت بچه ها معمولا آشکاره...جیغ و داد می کنن و میخوان حرف خودشون رو به کرسی بنشونن.(ناگفته نماند که بیشتر مواقع هم موفق میشن) اما بزرگترها به صورت کاملا پنهانی (زیر پوستی) با خودشون،با خداشون و با بقیه لج می کنن.
گاهی اوقات لج کردن ها، هدف خاصی رو دنبال می کنه، گاهی اوقات هم، نه...هیچ توضیح و دلیلی نمیشه براش داشت...
به هر حال، بی دلیل یا با دلیل، این هفته قراره بدون اینکه لج کسی رو در بیاریم، یا بخواهیم با کسی لج بازی کرده باشیم، درباره لجاجت صحبت کنیم...شما هم لطفا بدون لجبازی،نظرات خود را درباره لجاجت با ما در میون بگذارید.

Obstinacy…being obstinate

If you look up this word in dictionary, you’ll find this in front of the entry:” stubbornness, willfulness, and unwavering determination

Obstinacy can be synonymous to insisting, however with a negative connotation. Sometimes we are obstinate toward ourselves, sometimes we are obstinate toward our God (God forbidden) . Child’s obstinacy is quite clear. They shout and scream and they want their orders be done…but adults are not like this, they hide their obstinacy and nag instead

Sometimes we are stubborn because we follow a special reason, sometimes we do it purposeless. Anyway, this week we are going to talk about obstinacy and we are waiting for your comments as usual

Stay tuned

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 1 بهمن1388

هدف یا راه ؟ مسئله این است ...

میگن کسی که نیت زیارت یه مکان مقدسی رو داشته باشه از همون اولین قدمی که در اون راه برمیداره ثواب زیارت خودش رو میبره حتی اگر به مقصد نرسه .

میگن اگه یه هدفی رو انتخاب کردی تا بهش بررسی پس تمام تلاشت رو برای به دست آوردنش انجام بده و در راهی که هستی محکم و استوار بمون. در اون صورت حتی اگر بهش نرسی هم چیزی از ارزش کارت کم نمیشه، مهم اینه که تو در راه رسیدن به اون هدف حرکت کردی..میگن مهم اینه که تو راه درست باشی، حتی اگر به هدفت نرسی..

چقدر در راه درست هستیم و یا هدفمون وسیله رسیدنمون رو توجیه میکنه ؟ این هفته رو در این مورد صحبت میکنیم ، اونهم زیر نور ماه ....


when you want to go to a holy place, no matter you reach there or not, you have done great.

if you have defined your goal, just do your best to reach it. even not achiving the goal doesn't undermine the value of your attempts. what is important is that you have steped in the right path.

are we in the right path in our lives ? again that famous sentence...does the aim, justifies the path to achive it ? stay tuned to find the answers.



برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 24 دی1388

فرار (2)


.
.

تا حالا شده برای درست کردن ابرو، زده باشید چشم طرف رو کور کرده باشید ؟!
شنیدید میگن اگر میخوای وجهۀ کسی رو خراب کنی، ازش بد دفاع کن ؟
میدونید خیلی موقع ها تبلیغ کردن هامون برای خیلی چیزهای خوب - چون از روی عدم آگاهی صورت میگیره - بیشتر ضد تبلیغ میشه تا تبلیغ ؟
یادتون هست هفته پیش تو زیر نور ماه درباره فرار کردن صحبت کردیم ؟
میدونستید این هفته تو زیر نور ماه قراره درباره فراری دادن صحبت کنیم ؟
میدونستید دوست داریم شما به عنوان شنونده برنامه، دربارۀ فراری دادن هاتون برامون صحبت کنید ؟ تا حالا، کسی رو فراری دادین ؟ کی ؟ کِی ؟ کجا ؟

Have you ever heard that if you wanna ruin someone, just defend him badly

Have you ever noticed that most of the time, we want to advertise for something, but because we don't know how to do it, it has the reverse effect

Do you remember, last week we talked about escape

Did you know that this week, we are going to talk about escape, but in other sense? Have you ever made some one hate something

Did you know that we want you as our audience to share with us your comments about the topic? Tell us have you ever made some body hated some thing or some body so that they don't even approach it any more

Stay tuned

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 17 دی1388

فرار

فرار کردن...گاهی اوقات خوبه، گاهی اوقات بده. گاهی اوقات می تونه نشونۀ شجاعت باشه، گاهی اوقات نشونه زبونم لال، روم به دیوار! ترس. گاهی اوقات فرار، راهی به سوی موفقیته گاهی اوقات.... تا حالا فرار کردین ؟ از کی ؟ از چی ؟ تا حالا با واقعیت رو به رو شدین ؟ اول اون از شما فرار کرده یا شما از اون ؟!


کجــــا ؟ چرا فرار می کنی ؟ کامنت بذار، بعدش اگه دوست داشتی فرار کن!


Running away…Sometimes it’s good to escape from some things. Sometimes it’s cowardice of you to escape.sometimes, running away is a path to success. By the way, have you ever escaped? From who? From what?have you ever faced reality ? Have you ever escaped from it? who escaped the first ? you or reality ?
Where are you going? Do not escape…first leave us a comment, then, go wherever you wish!


برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 10 دی1388

ماه در آب


شب، شب تاسوعاست. در ویژه برنامه زیر نور ماه این هفته پرندۀ بی قرار دلمان را به صحرای کربلا پرواز می دهیم و از تاسوعا می گوئیم. شبی که در زیر نور ماه آن، اهالی دل، حسینی شدند و نامشان در صفحات تاریخ حک شد.

تو هم کلمات حبس شده در دلت را رها کن. با ما بگو حرفهای حسینی ات را ...

It is the 9th day of the month. It is Tasoua. In this week’s program, we are going to let the restless bird of our hearts fly in the desert of Karballa. The night, which under its moonlight a group of heavenly people decided to be on which side. Those heavenly people who stayed with Hossein and incised their names in the book of history.

Free the words locked in your heart. Tell us whatever you think of these great nights.



قرائت دسته جمعی زیارت عاشورا : اطلاعات بیشتر ==> اینجا

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: چهارشنبه 2 دی1388

مدل

لباسهای مشکی را از کمدها بیرون آورده ایم و داریم خودمان را کم کم آماده عزاداریهای محرم و صفر می کنیم. اما..اما دست نگه دارید. امام حسین نه فقط برای امر به معروف و نهی از منکر شهید شد. امام حسین فقط شهید زمانه خود نبود. امام حسین، می تواند امام زمان ما هم باشد. نحوه زندگی امام حسین، میتواند الگوی زندگی امروز ما باشد.
سبک زندگی امام حسین (ع) در زندگی امروز ما کجاست ؟ ما چقدر به روش زندگی اماممان وفادار بوده ایم؟ مدل زندگی امام حسین چه طوری بوده که ما هم پیروش باشیم ؟ ما کجای این مسیرمیم ؟ وظیفه مان در این دو ماه، فقط گریه و زاری است و بس ؟



we have taken out the black clothes out of the cupborads and we are making ourselves ready for these Moharam and Safar mournings.Imam hosein was not inly martyred because of guiding toward Goodness and prohibtion from devil. Imam hosein can be Imam of our era as well. the way he lived can be a good model for our lives. where is his life style in our modern life ? how can we follow him ? what are our responsibities toward him ? what shall we do ? share with us your comments.



برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: یکشنبه 22 آذر1388

خونســــــــــــردی

-8 صبح شنبه امتحان داری، هنوز هیچی درس نخوندی، داری زیرنورماه گوش میدی ؟ بابا خونســــــــرد..پاشو برو درس بخون...

-ارباب رجوع ایستاده جلوب میزت منتظر یه امضای تست،تو هم خونســــــــرد نشستی با تلفن حرف میزنی ؟

-پشت چراغ قرمز گیر کردی حالا برای چی هی بوق می زنی؟ خب چراغ سبز بشه، همه حرکت می کنن دیگه... به خودت مسلط باش.

-یک ساعته تو استگاه اتوبوس منتظر دوستت نشستی، زیرپات علف در اومده؟ ...چرا عصبی میشی حالا...اینقدر پاتو تکون نده، هر جا باشه الان میرسه دیگه...

-اینقدر با در خودکار بازی نکن! اعصابمو خورد کردی!

شاید این موقعیت ها برای شما هم پیش آمده باشد. بین آرام بودن، آرامش داشتن، خونسرد بودن، به اعصاب خود مسلط بودن و بی خیال بودن و بی اعتنا بودن مرز باریکی است که هر کسی آن را نمی شناسد. شما چطور ؟ می شناسید ؟ تو این دور و زمونه شلوغ و پر هیاهو، چطور خونسردی خودتونو حفظ می کنید ؟

کاملا خونسرد با ما از خونسردی حرف بزنید.


you have exam tomorow morning, but you are listening us ? come on...study your lessons !

a client is waiting for your signature, and you are talking on the phone ?

your are stuck in a traffic jam and keep hooting ? come on..as soon as the light turns green, everyone can move. you control yourself.

waiting for your friend in the bus stop ? she will arrive in minutes. dont move your leg...

don't twiddle with that ball point pen! you are getting on my nerve!

these situations might have happened to you as well. there is a slight difference between being calm, cool and negligent.can you diferentiate them ? how do you keep calm in hubbub of this era ?


برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: جمعه 20 آذر1388

عید غدیر؛عید امامت


پیامبر دست علی را بالا برد و فرمود: " هر کس من صاحب اختیارش بوده ام، از این پس علی صاحب اختیار اوست. خدایا دوست بدار دوستداران علی را و دشمن بدار دشمنان علی را. یاری کن یاری رساننده او را و خوار کن خوار کننده او را ... "


غدیر خم، بیعت مردم آن زمان بود با امام زمانشان. عید غدیر، باید بیعت ما باشد با امام زمانمان.

در زیر نور ماه این هفته درباره بیعت با امام زمانمان - مهدی (عج) - صحبت می کنیم. وظایف ما در قبال اماممان چیست؟

سیدها و سادات محترم و محترمه! عیدی ما را فراموش نکنید!




prophet mohammad (pbuh) raised ali's hand and announced : " whoever I am his lord, from now on, Ali is his lord. oh God! love those who love him,agonize his enemies,help his helpers and oppress his oppressors..

Ghadir was the allegiance of the poeple of that era with their contemporary Imam.Eid-alghadir must be the allegiance of us with our contemporary Imam - Imam Mahdi -

in this week's program, we are going to talk about the duties of us toward our Imam. stay with us

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 12 آذر1388

حج


کسانی که اونو قبلا تجربه کردن، این روزا حال و هوای خوبی ندارن...دلشون میخواست، الان هم اونجا بودن. دلشون تنگه...نگاهشون که به خانه کعبه میفته، چیزی توی دلشون میشکنه. صداشون می لرزه و ...

کسانی که اونو قبلا تجربه نکردن، این روزا حال و هوای خوبی ندارن. دلشون میخواست الان اونجا بودن. میترسن عمرشون کفاف نده . میترسن نتونن حاجی بشن. نگاهشون که به خانه کعبه میفته، چیزی توی دلشون میشکنه، صداشون می لرزه و ...


چرا همه تا نگاهشون به خانه کعبه میفته، اشک تو چشماشون حلقه میزنه و حال دلشون عوض میشه ؟ مگه نه اینکه خدا، همیشه با ماست. مگه نمیگن " بعد منزل نبود در سفر روحانی " ؟ چرا همه ما دلمون میخواد بریم مکه ؟ حج، یه جور سفر به خداست...سفر به خود...همونجایی که شمع و پروانه یکی میشن.

در زیرنورماه این هفته درباره " حج " صحبت می کنیم و البته منتظر شنیدن نظرات شما هم هستیم...



those who have experienced it don't feel well these days. they wished they could have been there. as soon as they look at Kaaba, something breaks in their hearts, they feel like crying...


those who have not experienced it don't feel well these days.they wished they could have been there. as soon as they look at Kaaba, something breaks in their hearts, they feel like crying...

why all of us start crying when we see Mecca ? we always say God is Omnipresent. why do we like being in Mecca ? Hajj is a journey.a journey to the God, to the self..

in this week's program, we are going to talk about hajj ..and as usual we are waiting for your comments.


برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: چهارشنبه 4 آذر1388

تیپ (2)


اگر عکس را از دور نگاه کنید، در آن یک چهره می بینید.

تا چه حد در تیپ ظاهری اطرافیانتان دقیق میشوید ؟

هفته گذشته به صورت کلی درباره تیپ صحبت کردیم. این هفته میخواهیم وارد جرئیات این موضوع گسترده شده و درباره تیپ ظاهری صحبت کنیم. اینکه یک جامعه مسلمان چطور میتواند هم دینش را حفظ کند و هم خوش تیپ و خوش پوش باشد ؟ ظاهر ما چقدر باید نشان دهنده ویژگی های شخصیتی ما باشد ؟ اگر غیر از این باشد، یعنی ما منافقیم ؟ بعد اجتماعی خوش تیپی چیست ؟ خوش تیپی با حجاب اسلامی را رعایت کردن (چه در مورد زنان و چه مردان) مغایرت دارد ؟

جواب این سوال ها و بسیاری سوال دیگر را در زیر نور ماه این هفته خواهید شنید. منتظر کامنتهای شما هستیم.....درضمن از تاخیری که در به روز کردن وب سایت پیش اومد عذر خواهی میکنیم


last week we talked about the physical appearance of people in general. this week, we are going to go into details .how can an Islamic society remain attractive and charming in appearance ? Is wearing good clothes at variance with Islam ? to what extent our personality is reflected in the way we choose our clothes.
you will find the answer of these questions and a lot more in this week's program.
waiting for your comments.

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: جمعه 29 آبان1388

تیپ


- سلام
-- سلام
- خوبی ؟ چه خبرا ؟
-- سلامتی. اومدم موضوع این هفته رو اعلام کنم.
- چه خوب. خب چی هست ؟
-- تیپ
- تیپ ؟ چه تیپی ؟
-- تیپ دیگه!
- آخه تیپ که خیلی معنی های زیادی داره. تیپ شخصیتی، تیپ ظاهری، تیپ باطنی، تیپ کاری، تیپ ماشین سواری، آخه کدومش ؟
-- همه اینها به اضافه کلی تیپ دیگه!
- بعد چه جوری قراره این موضوع، اندیشه ای بشه ؟
-- خب دیگه! اینو نمیگیم تا برنامه رو گوش کنید.
- حالا ما باید چی کار کنیم؟
-- بی زحمت درباره تیپ، این پائین کامنت بذارید. هرچی درباره تیپ به ذهنتون میرسه بهمون بگین. خوبه ؟
- آره. خوبه. فعلا.
-- فعلا.



- hi
-- hi back.
- how are you doing?
-- fine. I'm here to announce this week's topic.
- fine. what's that ?
-- type.
- type ?
-- type! that's it.
- but it's so general. physical type. psychological type, physical appearance and...which one do you mean?
-- all of these plus a lot more.
- how is it going to be the subject of " your " program than ?
-- listen to the program to find out!
- OK. so what should I do now ?
-- tell me whatever comes to your mind about it. alright ?
- yeah.. OK.bye.
-- bye.

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: چهارشنبه 20 آبان1388

آرامش



نگاه کردن به یه تصویر زیبا یا گوش دادن به یه آهنگ ملایم، قدم زدن تو یه عصر پائیزی روی برگهای زرد، نگاه کردن به صورت خندان یه بچه، دیدن چهره خسته و پر محبت پدر و مادر، مطالعه یه کتاب، نوشیدن یه فنجون قهوه داغ تو هوای سرد، دعا ، ذکر خدا ، و ....


هر کسی از راهی به آرامش میرسه. شما چطوری به آرامش می رسید ؟


looking at a beautiful picture, listening to a light music, walking on the fall leaves, looking at the happy face of a child, looking at the tired abut at the same time kind face of parents, studying a book, drinking a hot cup of coffee in a cold weather , prayers , God , ...

everyone reaches comfort in his own way. how do you reach it. share with us your comments.

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 14 آبان1388

با رضا بگو ...




سالها تاریخ شمسی گشت و گشت


شادمان شد تا شنید این سرگذشت

روز میلاد امام هشتم است

هشت هشت جمعه ی هشتاد و هشت


دوست دارید به امام رضا چه بگوئید ؟ اين جمله را شما ادامه دهيد. یا مولای من!.......


In the blissful birthday of our 8th Imam, Imam Reza, peace be upon him and its coincidence with out solar calendar (8.8.1388) we are honorable to inform you that in this week's program, we are going to have a special program.

You can talk to Imam Reza, what will you tell him? Oh my lord!...

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 7 آبان1388

زلزله

بعضی ها سر کلاس بودند، بعضی ها هم سر کار. بعضی ها در اتاق عمل بودند و بعضی ها هم سر سفره عقد. بعضی ها هم اصلا متوجه نشدند و خبرش را از این و آن شنیدند. خلاصه هر کسی مشغول کار خودش بود.
وقتی زلزله آمد یک تکانی به زمین خورد ، یک تکانی به ساکنان زمین، یک تکان هم به دل بعضی از ساکنان زمین.
این زلزله خفیف که خوشبختانه تلفات جانی هم نداشت این خوبی را داشت که ما را به خودمان بیاورد. به ما یادآوری کند که در این دنیا مهمانیم و هزار کار نکرده و هزار راه نرفته داریم. یادمان انداخت که چقدر فرصتمان کوتاه است و مهلتمان محدود. یادمان انداخت که خدایی هم هست...

در زیرنورماه این هفته با رویکردی کاملا اندیشه ای به زلزله می پردازیم. شما هم با ما از این دست زلزله هایی بگوئید که به اعماق وجودتان اصابت کرده. به ما بگوئید این زلزله شما را یاد چه چیزهایی انداخت ؟ نظرات خود را درباره تبعات اندیشه ای زلزله با ما درمیان بگذارید.

Some of us were in the classroom and some of us were at work. Some of us were at the operation room and some of us were to be married. Some of us didn't understand even a slight jolt. They just heard the news of it. In short, everyone was busy with his own business.

When the earthquake came, it shook 3 parts. It shook the earth itself, it shook the inhabitants and it shook the heart of some residents of the earth.

The best advantage of this earthquake was that it reminded us of ourselves. It reminded us that we are quests in this earth and we have many many unaccomplished wishes and roads not taken. It once again reminded us that there exists a God…

In this week’s program, with a completely thought-provoking approach, we are going to talk about earthquake. Stay with us and tell us of such events that has reminded you of God’s presence in your life. What did you learned from these events ?

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: چهارشنبه 29 مهر1388

رنگ




رنگ...رنگ...از همه رنگ.

یک لحظه چشم هاتونو ببندید و همه جا رو بی رنگ تصور کنید. قشنگ نبود ؟ نه ؟
بعضی اوقات، بعضی چیزها باید بی رنگ باشند تا خوب باشند. مثل آب.
بعضی اوقات بعضی چیزها ،یک رنگش خوب است. مثل یک دوست خوب.
دو رنگی خوب نیست، یاد انسانهای ریاکار می افتیم. اما چند رنگ بودن دنیای اطرافمون، نعمتهای فراوان خدا رو به ما یادآور میشه.
اگر دنیا رو سیاه و سفید میدیدیم، چطور بود ؟ حالا که رنگی می بینیم چطوره ؟ اصلا اگر رنگ از زندگی ما حذف بشه، چی میشه ؟
این هفته درباره رنگ صحبت می کنیم، یک رنگی،دو رنگی، چند رنگی...

با ما هستید؟


colors..colors...a colorful world...
close your eyes for a minute and imagine a colorless world. how do you like it ? not that much attractive ? do you agree ?
sometimes things should be colorless to be acceptable. like water
sometimes things should be monocolor to be acceptable. like a friend, that's when we call that person a sincere friend.
what would have happened if we saw the world just in black and white ? how do you like a colorful world? what is going to happen if we ommit colors from our life ?
in this weeks program, we are going to talk about colors. will you stay with us ?

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: چهارشنبه 22 مهر1388

کودکی

کودکی یعنی خنده های از ته دل، خنده ای از سر بی دغدغگی و سرخوشی
کودکی یعنی خرابکاریهای شیطنت آمیز
کودکی یعنی نگاه کردن به زندگی از پشت تیله های رنگی
کودکی یعنی از خوشی سرشار شدن با دیدن آبنبات چوبی
کودکی یعنی بازی کردن در حیاط باصفای خانه پدربزرگ
کودکی یعنی گم شدن تو یه بازار شلوغ، وقتی به ویترین مغازه اسباب بازی فروشی خیره شدی
کودکی یعنی از راه خونه تا مدرسه رو یه نفس دویدن برای دیدن کارتون مورد علاقه ات
کودکی یعنی کلک زدن به مامان و بابا وقتی به زور می خواستن تو رو بخوابونن.
کودکی یعنی نگاه سرزنش آمیز اما دلسوزانه مامان وقتی که خرابکاری کردی
کودکی یعنی اضطرابهای شب قبل از گرفتن کارنامه
کودکی یعنی کندن گل از پارک با اضطراب سررسیدن باغبان
کودکی یعنی شکستن پنجره همسایه با یه توپ سفید که خطهای صورتی داره
کودکی یعنی قام قام ماشین بازی پسرا و خاله بازی دخترا
کودکی یعنی ....
این بار نوبت شماست. تعریف شما از کودکی چیه ؟ خاطرات کودکی تان را با ما به اشتراک بگذارید...



childhood means heartfelt laughs..luaghings out of extreme happiness
childhood means noughty deeds of a child
childhood means looking at the life from the back of colorful crystals
childhood means feeling happy by seeing a candy
childhood means playing merrily in the grandfathers's yard
childhoodmeans get lost in a croweded market, when you were sarting at the toy shop's window
childhood means running incessantly from school to home to watch your favorite cartoon on time
childhood means your mothers symathetic and rebuking look of your mom when you have been to naughty
childhood means staying vigilant whenever your reportcards are to be handed in
childhood means picking a flower from the park while you are afraid from poping in the gardener
childhood means breaking the neighbor's window whith a pink and white stripped ball


what does childhood means to you ? what sweet memories you have from your childhood. share with us your nostalgia

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 16 مهر1388

معاشرت


از آن جا كه خدا،‌ ما انسانها را موجوداتي اجتماعي آفريده و در مكاني موسوم به جامعه زندگي مي كنيم،‌ لازم هست كه با افراد جامعه تعامل يا به عبارتي معاشرت داشته باشيم. اما اين معاشرت الزاما به معني دوستي نيست. يعني اگر در تاكسي با بغل دستي خودتون صحبت كنيد، با او معاشرت كرديد اما الزاما دوست هم نيستيد. نه ؟خیلی وقتا میگیم یا میشنویم که: فلاني اصلا آداب معاشرت بلد نيست.

در مورد دوستي هم خيلي مهمه كه آدم،‌دوستش رو چه جوري انتخاب كنه . با چه كساني نشست و برخاست كنه ؟ دوست خوب يعني كي ؟ همنشيني و معاشرت يه مفهوم دارند ؟ اگر دوست داريد جواب اين سوال ها را پيدا كنيد،‌ مطابق معمول جمعه شب ها ما را بشنويد.
منتظر كامنتهاي شما هم هستيم...
since God has created we humans as sociable persons and since we live in a place called society, we are to comunicate with the members of the soceity we live in. However, this communication does not necessrily means friendship. For example when you are sitting in a taxi talking to the person next to yourself it doesn't mean that he or she is friend of yours.you defnitely have heard this sentence many times: (s)he does'nt know hpw to communicate

it is of great importance to bear in the mind the criteria for choosing your friend. who shall you communcate with ? who is a good friend ? can we find a good one these days ?
if you are interested in finding an answer to these questions and a lot more, dont forget to hear us as usual...

waiting for your comments.

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 9 مهر1388

كلاس!


بعضي ها خيلي با كلاس هستند.
بعضي ها ادعاي با كلاس بودن دارند.
بعضي ها براي اين و آن كلاس مي گذارند، چون معلم هستند.
بعضي ها سر كلاس ميروند، چون دانش آموز يا دانشجو هستند.
بعضي ها شغلشان خيلي با كلاس است، شايد چون دكتر و مهندس تشريف دارند.
محل كار بعضي ها خيلي با كلاس هست، چون مدرسه است!

اينجا وبسايت با كلاس برنامه زيرنورماه است، چون دو زبانه است!
اين آي دي را اد كنيد تا در جريان آخرين اخبار برنامه زيرنورماه قرار بگيريد. مي دانيد كه، ما خيلي با كلاسيم.D:

zirenooremah.javan@yahoo.com

اين هفته ما قرار است خيلي با كلاس شويم،(البته بوديم ها!) چون قرار است درباره كلاس صحبت كنيم.

طبق معمول منتظر كامنتهاي با كلاس شما هستيم.

* به خاطر مشكلاتي كه هفته پيش به وجود آمد، ‌ما ديگر عذرخواهي نمي كنيم، چون بلاگفا اينجا عذرخواهي كرده است.

some poeple are very high class.
some poeple think they are very high class.
some people hold up classes for others, since they are teachers.
some poeple participate in classes, coz they are students.
some people have very high class jobs, maybe becaues they are doctors or engeeners.
some poeple's working place is very high class, maybe becaues it has so many classes.

here is the high class website of " zire noore mah " program, coz it is bilingual.
add this messenger ID to be informed of the latest news regarding the program.
this week we are giong to be very high class, because we are going to talk about class!
wating for your comments...

برچسب ها: موضوع برنامه
تاریخ ارسال: پنجشنبه 2 مهر1388