»» ۱۷۴ هفته - ۱۷۴ قدم زیر نور ماه - با هم، در کنار هم و به یاد هم بودیم. رد پاهایمان ، رد پاهایتان زیر نور ماه پر رنگ و پر رنگ تر شد. به بودنمان عادت کرده بودیم اما هر سلامی را خداحافظی باید، حتی اگر دلمان نخواهد. جاده ی زیر نور ماه به مقصد رسید اما رد پاها ثبت شده بر صفحه ی خاطره ها. دل ها عادت کرده به پر کشیدن به پایتخت قلب ها راس ساعت 23.
و در آخر مهم نیست که چه کسی باشیم، کجا باشیم، چرا باشیم یا چطور باشیم. مهم این است که با هم، به یاد هم و برای هم زیر نور ماه باشیم و به یاد داشته باشیم که :
ماندن در آخرین نقطه ی همه ی رفتن ها نشسته است .
- دکتر شریعتی
چی پیشنهاد بدیم ؟ چه جوری پیشنهاد بدیم ؟ پیشنهاد چه کسانی رو بپذیریم ؟ به چه کسانی پیشنهاد بدیم ؟ پیشنهاد دادن با دستور دادن چه فرقی می کنه ؟ زیر نور ماه فردا شب باشید تا جواب سوالات بالا رو بشنوید. البته، این یه پیشنهاده.
What to suggest? how to suggest? who to suggest to ?what's the difference between ordering someone to do something or suggestion ?stay with us tomorrow night to find out the answer of these questions ,of course this is just a suggestion.

انتخاب حق ماست. این که چه فرآیندی لازمه طی بشه تا بتونیم به شناختی که لازمۀ یه انتخاب صحیح هست برسیم، بحث مفصل خودش رو می طلبه اما در زیر نور ماه 21 خرداد تصمیم داریم از انتخاب صحبت کنیم. بزرگترین انتخاب زندگی تون چی بوده ؟ تا حالا شده از انتخابتون پشیمون بشید ؟ آیا راهی برای جبران انتخاب اشتباه شما وجود داشته ؟ اتفاقات مهم زندگیتون تا چه حد انتخاب شما و تا چه حد انتخاب دیگران بوده ؟ چقدر در انتخاب دوست، همسر، شغل، رشته تحصیلی، تفریح و ... موفق بودید ؟ با ما از انتخاب صحبت کنید. پیشاپیش از اینکه برنامه ما رو برای گوش کردن انتخاب کردید از شما تشکر می کنیم.
زیر نور ماه؛ روی صندلی اندیشه »»» اطلاعات بیشتر : وبلاگ گروه
to choose is our right. but the process that should be payed to come to a good understanding to have a right choice is not our topic this week. in Friday's program we are going to talk about choosing . have you ever regretted from a choice in your life ? was there any choice to make up for that ? to what extent is the most important happening in your life your choice ? to what extent you were successful in choosing tour spouse,friend, vocation, avocation..?
thanks in advance for your choosing our program to listen...stay with us.

چه بگویم از کسی که صحبت از او همه وجودم را به لرزه در می آورد. خیلی کم می شود که تمام تجسم خواست یک ملت در وجود یک مرد خلاصه شده باشد.
شهید مطهری
فردا شب؛ زیر نور ماه ...
پ.ن: فقط کامنتهای مرتبط با موضوع برنامه، تائید می شوند.
آدرس جایگاه خودتون رو بلدید ؟ جایگاه شما توی اجتماع کجاست ؟ آیا در جای درست - جایی که درست مخصوص شماست - قرار گرفتید ؟ اگر این اتفاق نیفته، چه اتفاقاتی خواهد افتاد ؟ چه کسی جایگاه والاتری در زندگی شما داره ؟ جایگاه ها چه اهمیتی در زندگی اجتماعی و شغلی و دینی شما دارند ؟
بخش نظرات این پست، جایگاه نظرات شما درباره جایگاه است...
what is your position in the soceity ? do you know its exact location ? what will happen if you don't stand in your right place ? who owns the highest rank in your life ? stay with us to find out the answer to these questions...
گاهی اوقات اجبار درونیه، گاهی اوقات بیرونی. بعضی وقتها خودمون، خودمون رو مجبور به انجام دادن کاری می کنیم مثل بیدار موندن شب های امتحان. گاهی اوقات نیروهای بیرونی ما رو مجبور به انجام کاری می کنند. مثل قوانین راهنمایی و راهنمایی که ما رو مجبور می کنن موقع رانندگی، کمربند ایمنی ببندیم یا موبایل صحبت نکنیم.
باور کنید هیچ اجباری در کار نبوده اما ما تصمیم گرفتیم این هفته در مورد اجبار صحبت کنیم. مطمئن باشید هیچ اجباری در کار نیست اما خوشحال می شیم نظرات شما رو هم درباه " اجبار " بدونیم.
sometimes there is an inner force, making us doing something. it holds true when you wanna stay up the night studying for your incoming exam.On the other hand sometimes there is an external force that makes you observe some rules . . I'm sure you can provide more examples
this week. we are going to talk about force. there is no force, but we like to hear your ideas on force
نوزادی : عضویت در گروهی به نام خانواده
کودکی: عضویت در گروه همسالان، شیطنت و آتش سوزی!
نوجوانی: عضویت در گروه همسالان، درست کردن روزنامه دیواری
جوانی: عضویت در گروه همسالان یا دوستان: کنسل کردن کلاس های دانشگاه ، پارک، سینما، تفریح... (کلا دور هم خوش میگذره)
از عضو گروه بودن همه ما خاطرات تلخ و شیرین زیادی داریم و ازش درس های زیادی گرفتیم. درس هایی که شاید برامون گرون تموم شده باشن اما ارزشش رو داشتن. اجتماعی بودن ما اقتضا می کنه که خیلی کارها رو گروهی انجام بدیم. اما اینکه آیا عضو گروه بودن مفیده یا مضرره بمونه برای فردا شب و سر برنامه.

کتاب ... جزوه ... مجله ... کتاب خوانی ... نمایشگاه ... کتاب گران ... کتاب ارزان ... سرانه مطالعه ... دوست خوب ... دوست بد (؟) ... آیا دشمن ؟ کتابخور ... کرم کتاب ... کتاب آسمانی ... کتاب دیگه
... نمایشگاه بین المللی کتاب ... زیر نور ماه ... فقط شش قرار دیگه زیر نور ماه ... موضوع این هفته : کتاب
به لطف دوست خوب و شنونده همیشگی برنامه، زین پس اینجا هم می توانید ما را ببینید. ممنون آقای محمدحسین جهانبازی.

درس... کلاس... مشق... مدرسه...تکلیف...تشویق...تنبیه...تخته سیاه ... گچ ...مشق...جریمه ...زنگ تفریح..خاطره...نوستالژی...مشق... دفتر مشق...خط زدن مشق.....تغذیه..مشق...سرمشق...رادیو...جمعه شب...زیر نور ماه... مشق!
پیشاپیش روز کارگر را به کارگران و روز معلم را به معلمان خوبمان تبریک می گوئیم.
lessons..homework..school...admiring...punishment...blackboard...homework...memories...
nostalgia...homework... in this week's program we are going to talk about homework.
stay tuned and tell us of your good memories from teachers and school days.
اگر شنونده برنامه آخر سال 88 بوده باشید، احتمالا بخش آخر برنامه - تبریک عید اهالی زیرنورماه به شنونده ها - رو به خاطر دارید. به علت تقاضای مکرر! دوستان در کامنت های خصوصی، نیمه خصوصی و عمومی! فایل این گفت و گو را برای دانلود گذاشتیم. بفرمائید:
اصل مطلب :
زینت روح یا زینت جسم ؟ ویترین ظاهری یا ویترین باطنی ؟
زیرنورماه این هفته درباره زینت صحبت میکنیم.

الان که اول سال هست، برای سال 89 تصمیم گرفتید؟ چطوری تصمیم می گیرید؟برای دیگران تصمیم می گیرید یا برای شما تصمیم می گیرند ؟ چقدر تسلیم تصمیم گیری های دیگران درباره خودتون می شید ؟ تصمیم گیرنده خوبی هستید ؟ وقتی تصمیمی گرفتید قاطعانه پیگیری می کنید ؟ مهم ترین تصمیمی که تو زندگی تون گرفتید چی بوده ؟ می دونید اصولی تصمیم گرفتن چطوریه ؟ آداب تصمیم گرفتن رو می شناسید ؟
جواب این سوالها و سوالهای دیگر را در زیر نور ماه این هفته بشنوید.
how do you make decisions? do YOU decide for others or others decide for you? do you give up to other people's decisions ? do you know how to decide well ? what was the most important decision in your life ?
the answer of these questions and a lot more , in this week's program.stay tuned...

مواقعی در سال هستن که سرانجامی برای یک سرآغازند. لازمه که نگاهی به عقب بندازی و ببینی توی سالی که گذشت، چه کاره بودی، چه کار کردی. حتی شاید لازم بشه خودت رو تنبیه یا تشویق کنی.
اصلا شاید آخر سالی، بهترین زمان باشه برای مرور کارنامه یک سال گذشته مون. شما اهل مرور هستید ؟ مرور کردن چه فوایدی می تونه برای زندگی ما داشته باشه ؟عوارض جانبی هم داره ؟ شنیدید میگن " حاسبوا قبل ان تحاسبوا " ؟
زیر نور ماه این هفته میخواهیم " مرور کردن " را مرور کنیم.
There are times in a year which seems the most suitable time for reviewing. You should look back and review what you have done. Even you can punish yourself.
Maybe the last days of this year is a good time for us to assess ourselves. To review the report card of our life to see if we are satisfied with it or not. Is reviewing always useful? Can it have any side effects ?
This week, we are going to talk about reviewing. Stay with us.
تکرار تکرار
تکرار تکرار
تکرار تکرار
تکرار تکرار
تکرار تکرار
تکرار
زیر نور ماه این هفته درباره تکرار حرف می زنیم، شما هم با ما از تکرار حرف بزنید، به شرطی که تکراری نباشه.
Repeating something can be good and at the same time bad! Sometimes we repeat doing something that much that it sticks in our mind totally, sometimes we repeat doing something inasmuch as we are not aware of it anymore; we get used to it.
To what extent of our behavior, prayers, life style is repetitive
We are going to speak of repetition in this week’s program. Stay tuned
سومین نشست عوامل و شنوندگان برنامه زیرنورماه یکشنبه ای که گذشت راس ساعت 22 رسما آغاز به کار کرد. در گپ و گفت دوستانه ای که قبل از ساعت 10 و با حضور تعدادی از دوستان به طور غیررسمی انجام شد، خبرهایی شنیدیم از موجهای رادیو جوان در شهرستانها...شنیدیم که 88.1 در دزفول رادیو معارف است و نه رادیو جوان. شنوندگان غیرتهرانی برنامه از پارازیتهایی که روی موج رادیو از نوع جوانش بود گله مند بودند که ما اینجا منعکس می کنیم، باشد که رفع شوند.
...
با ورود آقای امیری، جلسه رسمی اعلام شد!
محور گفت و گو ها در نشست سوم « متنهای برنامه » یا به اصطلاح رادیویی ها - تکست - بود. یکی از پیشنهاداتی که از طرف آقای امیری مطرح شد استفاده از زبان طنز در تکستها بود که اکثریت حضار با آن موافق بودند. دوستان را توجیه کردیم که منظورمان از طنز، تمسخر و لودگی نیست و نهایتا به این نتیجه رسیدیم که اثرگذاری تکستهای برنامه با ابزار طنز تقویت می شود.
نکته دوم درباره جنس موضوعات برنامه بود. اگر دقت کرده باشید تا الان دو رویکرد برای انتخاب موضوع داشته ایم. موضوعات یا کاملا اندیشه ای بودند - مثل ویژه برنامه های تاسوعا یا رحلت پیامبر - یا موضوعاتی عام بودند که از دیدگاه اندیشه بررسی شده بودند - مثل کودکی، خواب و ... - اکثریت آرا بر این بود که رویکرد دوم در انتخاب موضوعات مفید و موثرتر خواهد بود.
آقای امیری در نشست ویژگیهای یک موضوع خوب را اعلام کردند : 1. اندیشه ای باشه. 2. امروزی باشه. 3. کاربردی باشه. 4. جوون راضی کن باشه. 5. مبتلابه باشه. 6. به درد دنیامون بخوره نه اخرتمون. اگر دوست داشته باشید، شما هم میتوانید با در نظر گرفتن ویژگی های مورد نظر ما، برای برنامه موضوع پیشنهاد کنید...
و اما غافلگیری نشست سوم، خبری بود که آقای امیری در نیمه های نشست و پشت درهای کاملا باز اعلام کردند: این شما و این حلقه اینترنتی شنوندگان برنامه زیرنورماه. خبرهای جدیدتر از این اتفاق مهیج و بی سابقه در طول برنامه های رادیویی را در آینده نزدیک و از همین تریبون(!) پیگیری کنید.
با تشکر از همه کسانی که در مجموع این سه نشست به ما بودند:
محمدحسین جهانبازی، نسیم جعفری، وحیده ابراهیمی، سوگل، مریم مقنی پور، سینا هنربخش، محمد بیدلی، سمیرا راهی، پریسا رضایی، ققنوس، ناشناس، انتظار، زینب، تامیما، سفید مثل شب، ماه سپهر 71 ، منادی عشق، سپیده، پرنیان، دوربین 2008 علوی، ساریتا، زهره. م، مهراز، عاطفه، فاطمه، نرگس و ...
ماحصل این سه نشست، صحبتهایی گرم و صمیمی بود با شنوندگان همیشه همراه برنامه . صحبتهایی که در رفع کردن عیبها و پررنگ کردن نکات مثبتمان صد در صد موثر و مفید خواهد بود. مجموعه نشستهای ما در سال 88 با این نشست به پایان رسید و نقطه قوتی خواهد بود برای ما تا در سال 89 با دستی پر به خانه های شما برگردیم. با زیرنورماهی که 27 بهمن وارد سه سالگی خود شده است.
زیر نور ماه خوش بگذره...
شما تو زندگی اهل سازش هستید؟ با چه کسانی می سازید ؟ با چی می سازید ؟ تا چه حد با زندگی می سازید ؟ تا چه حد زندگی با شما ساخته ؟ کلا اهل سازش هستید ؟ اصلا سازش یعنی چی ؟ تا چه حد باید سازش کرد؟ از کی شروع کنیم به مبارزه بهتره ؟ تا چه حد اهل سازش باشیم که به منافع خودمون و بقیه آسیب وارد نکنیم ؟ با دشمنان باید بسازیم یا باهاشون مبارزه کنیم ؟
تو زیر نور ماه این هفته درمورد سازش صحبت می کنیم....
سومین نشست عوامل و شنوندگان زیر نور ماه
یکشنبه - 2 اسفند 1388
ساعت 22
دوستانی که :
نمیدونن جریان از چه قراره و ما می خواهیم چه کار کنیم، اینجا رو حتما ببینن.
خواندن اینجا و اینجا به همه به ویژه تازه واردان گرامی اکیدا توصیه می شود!

جمعه شب محفلی خواهیم داشت در بزرگداشت پیامبر رحمت محمد و امام مهربانی حسن.
قرار ما : زیر نور ماه
friday night we are going to gather to gether in order to commemorate the demise of messenger of Mercy and Imam of kindness
stay tuned
همانطور که بعضی موجودات، فاقد عنصری به نام جنبه هستند، بعضی محصولات ساخته همین موجودات نیز بهره کمی از این عنصر برده اند. نتیجه این شد که جناب " یاهو مسنجر " که در پایان گزارش نشست قبل بابت همکاریشان با ما ازشان تقدیر و تشکر به عمل آمد، در نشست دوم " بی جنبگی " خود را به رخ ما و تعدادی از شنونده های عزیزمان کشید و نگذاشتند جمعمان، جمع شود. نتیجه این شد که سردبیر برنامه بی مسنجر ماند و علی رغم تلاشهای زیاد نشد که وارد نشست شود. اما به هر حال، همه که نه، اما خیلی از حرفهایتان را شنیدیم و بدون کم و کاستی به سردبیر منقل کردیم. گزارش مختصری از آن را هم اینجا می آوریم برای کسانی که آشپزباشی و نود را به زیرنورماه ترجیح دادند، به شرطی که قول بدهند دیگر تکرار نشود!
نکته قابل توجه این نشست این بود که علی رغم دفعه قبل که همه از برنامه تعریف می کردند، این هفته انتقاداتی کمی تا قسمتی تیز و بُرنده متوجه برنامه شد.
درباره تهیه کنندگی برنامه - آقای سیروس رجبی - گفتید: با امدن ایشان ریتم برنامه تند و جوان پسند تر شده. از تعدد سرود در برنامه شاکی بودید که وقتی با آقای سردبیر مطرح شد متعجب شدند. چون در حال حاضر در هربرنامه ۲ یا نهایتا ۳ ترانه پخش می شود که برای یکساعت و نیم برنامه اصلا زیاد نیست.
درباره آیتمهای برنامه گفتید: تعدادشان کم است. . پیشنهاداتی که در مورد گزارش از افراد شفا گرفته و گزارش از سطح شهر داشتید، تمام و کمال به گوش سردبیر رسید. سردبیر در پاسخ این موضوع گفتند به فکر یک آیتم دیگر هستند. شما هم اگر پیشنهادی دارید، بفرمائید که می شنویم اما در حال حاضر هم آیتم های متعددی در برنامه هست (چت - ارتباط مشهد - امام زمان - مناجات - ...)
درباره آیتم چت و کیفیت صدای آن گفتید. در راستای اعمال نظرات شما مخاطبان گرامی باور کنید همه راه های ممکن را امتحان کردیم. اما ضبط تلفنی بازهم بهترین راه بود.
پیشنهاد آیتم سازی و نوشتن تکست برای برنامه هم به گوش سردبیر رسید. آقای امیری در این زمینه صحبتهایی داشت که قرار شد در ملاقات سوم مطرح کنند اما درکل موافق بود. البته فعلا این را به عنوان یک خبر درگوشی داشته باشید تا اطلاعات تکمیلی را از زبان خودشان در نشست سوم بشنوید.
از حالت گفتگومحور بودن برنامه - در واقع گفتگوی دونفره آقایان اتابکی و مشکینی - انتقاد کردید. همه حرفهایتان در این زمینه به گوش سردبیر رسید. هرچند زمان این گفتگو در کل برنامه ۱۵تا۲۰ دقیقه است.
بحثی درباره نویسندگی و سردبیری برنامه هم شروع شد و گفتید که تکستهای برنامه کمرنگ شده اند که ادامه بحث را به نشست سوم با حضور مسئول مربوطه! موکول کردیم.گوش شیطون، مسنجر و اینترنت کر!
و در نهایت با تشکر از
نرگس، انتظار، وحیده ابراهیمی، سمیرا راهی، سوگل، ساریتا، زهره. م ، مریم مقنی پور، عاطفه، مهراز و محمد حسین جهانبازی
که در نشست شرکت کردند و عذرخواهی می کنیم که از همه کسانی که به هر دلیل نشد در نشست باشند.
Who do we remember most in our lives? Who shall we remember most in our lives? What sticks in our mind? What escapes from our mind? Who shall we always remember? Who shall we not remember, even in million years? To what extent do we remember people who were kind to us? God forbidden the day that you forget us? Do you promise to always remember us?
دومین نشست شنوندگان زیر نور ماه با عوامل برنامه
دوشنبه 12 بهمن ساعت 22
دستورالعملها هم که قبلا ذکر شده (+)، فقط لطف کرده و سر ساعت تشریف بیاورید .
علاقمندان میتوانند با کلیک بر روی عنوان پست، مشروح نشست را مطالعه کنند.

بعضی ها خواب هستن، بعضی ها خودشون رو به خواب زدن. کسی رو که خوابه میشه بیدارش کرد، اما کسی که خودش رو به خواب زده، نمیشه. میشه ؟
بعضی ها همیشه خواب هستن، اما در خواب غفلت و هیچ ساعت شماطه دار و آلارمی هم نمیتونه از خواب بیدارشون کنه مگه اینکه یه معجزه اتفاق بیفته.
بعضیها برای بقیه خواب می بینن، بعضیها براشون خواب دیده میشه. بعضی ها هم ، خواب بقیه رو می بینن.
فردا شب، زیر نور ماه ، خواب ، البته در کمال هشیاری و بدون خواب آلودگی. منتظر شما هم هستیم.
ممنون از همه دوستان و شنوندگانی که در نشست سه شنبه شب با ما بودند. گزارش نشست، به زودی..
Some people are asleep; some of them are pretending to be asleep. You can wake the first group up, but not the second group
Some are always asleep, but in the sleep of negligence. And not any alarm can wake them up
Some dream for others and make plans and some people interpret other’s dreams
Tomorrow night, in Zire noore mah, sleep of course without falling sleep
Waiting for your comments

برای اولین بار در رادیو جوان:
زمان : سه شنبه 88.11.6 ساعت 22
مکان : جایی همین نزدیکی (دقیقا پشت کامپیوتر خودتان)
جهت شرکت در این نشست مجازی، لطفا نکات زیر را به خاطر داشته باشید:
پ.ن: قابل توجه دوستانی که درمورد یاهو مسنجر پرسیده بودند:
برای شرکت در نشست، حتما باید نرم افزار یاهو مسنجر روی سیستمان نصب شده باشد. اگر نیست، میتوانید آن را از اینجا دانلود کنید. حجمش، خیلی زیاد نیست و فکر نکنم مدت زیادی طول بکشد.
لجاجت...لج کردن...لج کسی را در آوردن...
فرهنگ لغت دهخدا را که نگاه کنی جلوی کلمه لجاجت نوشته عناد، یک دندگی، یک پهلویی، ستیزه کردن ...
لج کردن میتونه یه جور پافشاری کردن منفی باشه... خیلی موقع ها با خودمون لج می کنیم، بعضی وقتها شیطون گولمون میزنه و با خدا لج می کنیم. لجاجت بچه ها معمولا آشکاره...جیغ و داد می کنن و میخوان حرف خودشون رو به کرسی بنشونن.(ناگفته نماند که بیشتر مواقع هم موفق میشن) اما بزرگترها به صورت کاملا پنهانی (زیر پوستی) با خودشون،با خداشون و با بقیه لج می کنن.
گاهی اوقات لج کردن ها، هدف خاصی رو دنبال می کنه، گاهی اوقات هم، نه...هیچ توضیح و دلیلی نمیشه براش داشت...
به هر حال، بی دلیل یا با دلیل، این هفته قراره بدون اینکه لج کسی رو در بیاریم، یا بخواهیم با کسی لج بازی کرده باشیم، درباره لجاجت صحبت کنیم...شما هم لطفا بدون لجبازی،نظرات خود را درباره لجاجت با ما در میون بگذارید.
Obstinacy…being obstinate
If you look up this word in dictionary, you’ll find this in front of the entry:” stubbornness, willfulness, and unwavering determination
Obstinacy can be synonymous to insisting, however with a negative connotation. Sometimes we are obstinate toward ourselves, sometimes we are obstinate toward our God (God forbidden) . Child’s obstinacy is quite clear. They shout and scream and they want their orders be done…but adults are not like this, they hide their obstinacy and nag instead
Sometimes we are stubborn because we follow a special reason, sometimes we do it purposeless. Anyway, this week we are going to talk about obstinacy and we are waiting for your comments as usual
Stay tuned
میگن کسی که نیت زیارت یه مکان مقدسی رو داشته باشه از همون اولین قدمی که در اون راه برمیداره ثواب زیارت خودش رو میبره حتی اگر به مقصد نرسه .
میگن اگه یه هدفی رو انتخاب کردی تا بهش بررسی پس تمام تلاشت رو برای به دست آوردنش انجام بده و در راهی که هستی محکم و استوار بمون. در اون صورت حتی اگر بهش نرسی هم چیزی از ارزش کارت کم نمیشه، مهم اینه که تو در راه رسیدن به اون هدف حرکت کردی..میگن مهم اینه که تو راه درست باشی، حتی اگر به هدفت نرسی..
چقدر در راه درست هستیم و یا هدفمون وسیله رسیدنمون رو توجیه میکنه ؟ این هفته رو در این مورد صحبت میکنیم ، اونهم زیر نور ماه ....
Have you ever heard that if you wanna ruin someone, just defend him badly
Have you ever noticed that most of the time, we want to advertise for something, but because we don't know how to do it, it has the reverse effect
Do you remember, last week we talked about escape
Did you know that this week, we are going to talk about escape, but in other sense? Have you ever made some one hate something
Did you know that we want you as our audience to share with us your comments about the topic? Tell us have you ever made some body hated some thing or some body so that they don't even approach it any more
Stay tuned
![]()
فرار کردن...گاهی اوقات خوبه، گاهی اوقات بده. گاهی اوقات می تونه نشونۀ شجاعت باشه، گاهی اوقات نشونه زبونم لال، روم به دیوار! ترس. گاهی اوقات فرار، راهی به سوی موفقیته گاهی اوقات.... تا حالا فرار کردین ؟ از کی ؟ از چی ؟ تا حالا با واقعیت رو به رو شدین ؟ اول اون از شما فرار کرده یا شما از اون ؟!
کجــــا ؟ چرا فرار می کنی ؟ کامنت بذار، بعدش اگه دوست داشتی فرار کن!

